هشدار درباره افزایش هزینه و اختلال در زنجیره تأمین کالاهای حیاتی در سایه هرمز
اختلال در مسیرهای تجاری خلیج فارس، حتی بدون بستهشدن کامل تنگه هرمز، میتواند با افزایش هزینه بیمه و حمل، دشوارتر شدن پرداختها و طولانیشدن زمان تحویل، قابلیت پیشبینی زنجیره تأمین کالاهای مورد نیاز کشور را کاهش دهد؛ شرایطی که به اعتقاد کیوان کاشفی، پیش از آنکه به شکل کمبود در بازار دیده شود، خود را در برنامهریزی بنگاهها و فرآیند تأمین نشان میدهد.

به گزارش نبض سلامت ، کیوان کاشفی در یادداشتی با عنوان «فراهمسازی کالا در سایه هرمز» به بررسی تأثیر شرایط تنگه هرمز بر زنجیره تأمین و تجارت خارجی ایران پرداخته است.
وی معتقد است در بحرانهای بزرگ، آثار اختلال پیش از آنکه در قالب کمبود کالا در بازار دیده شود، با افزایش نرخ بیمه، بینظمی برنامه کشتیرانی، دشوارتر شدن شرایط پرداخت و نامشخص شدن زمان تحویل کالا نمایان میشود.
به نوشته کاشفی، مسئله کنونی اقتصاد ایران صرفاً عبور یا عدم عبور کشتیها از تنگه هرمز نیست، بلکه کاهش قابلیت پیشبینی در کل زنجیره سفارش، پرداخت، حمل، بیمه، ترخیص و توزیع است.
عبور کشتیها به معنای عادی بودن تجارت نیست
در این یادداشت تأکید شده که وضعیت هرمز را نمیتوان صرفاً با دوگانه «باز یا بسته» ارزیابی کرد. اگرچه مسیر بهطور کامل مسدود نشده و عبور محدود شناورها ادامه دارد، اما محدودیت پوشش بیمهای، دشواری پذیرش بار و بیثباتی برنامه حرکت کشتیها، قابلیت اتکای تجاری این مسیر را کاهش داده است.
به اعتقاد نویسنده، معیار فعالیت اقتصادی صرفاً امکان عبور نیست، بلکه عبور ایمن، منظم، بیمهپذیر و مقرونبهصرفه اهمیت دارد.
بیش از ۸۵ درصد تجارت خارجی ایران از مسیر دریا
بر اساس این یادداشت، بیش از ۸۵ درصد تجارت خارجی ایران از مسیر دریا انجام میشود و همین مسئله جایگزینی سریع مسیرهای دریایی با حمل جادهای یا ریلی را دشوار میکند.
بنادر جنوبی همچنان فعال هستند، اما تجارت از این مسیرها با کرایه و حق بیمه بالاتر، قراردادهای سختگیرانهتر، پیشپرداخت بیشتر و تأخیر طولانیتر همراه شده است.
کاشفی تأکید کرده است هزینه بحران فقط در هزینه حمل منعکس نمیشود و افزایش خواب سرمایه، ضرورت نگهداری موجودی احتیاطی و بینظمی در تولید نیز بخشی از هزینههای زنجیره تأمین را تشکیل میدهد.
چابهار؛ ظرفیت راهبردی اما نه جایگزین فوری هرمز
در این گزارش، محور شرقی کشور و بهویژه چابهار و سواحل مکران بهعنوان یکی از مهمترین ظرفیتهای ایران برای کاهش تمرکز بر خلیج فارس معرفی شده است.
اتصال چابهار به اقیانوس هند و همچنین استفاده از مسیر بنادر کراچی و گوادر و مرزهای میرجاوه و ریمدان میتواند بخشی از بار کانتینری را بدون عبور از هرمز به ایران منتقل کند.
با این حال، محدودیت تجهیزات بندری و ظرفیت انبارداری، کمبود خطوط منظم کشتیرانی و ناوگان زمینی، تکمیلنشدن اتصال ریلی و مشکلات زیرساختی و مرزی باعث شده این مسیرها در کوتاهمدت قادر به جایگزینی حمل انبوه دریایی نباشند.
در این یادداشت از چابهار بهعنوان یک «دارایی راهبردی» و از پاکستان بهعنوان یک مسیر پشتیبان یاد شده است؛ مسیرهایی که میتوانند به متنوعسازی زنجیره تأمین کشور کمک کنند، اما فعلاً جایگزین فوری مسیرهای اصلی تجارت دریایی ایران نیستند.
خبرهای مرتبط

هزینه واقعی قیمتگذاری دستوری دارو را چه کسی میپردازد؟
در شرایطی که صنعت داروسازی با افزایش هزینههای تولید، محدودیت منابع مالی و چالش تأمین نقدینگی مواجه است، پرسش مهم این است که فاصله میان قیمت مصوب دارو و هزینه واقعی تأمین آن چگونه جبران میشود؛ فاصلهای که در صورت نبود سازوکار مالی پایدار، میتواند بر توان تولیدکنندگان، عملکرد زنجیره توزیع و دسترسی بیماران به دارو تأثیر بگذارد.

همّت ایرانی؛ چهار دهه ساختن، از دل محدودیت
گاهی آنقدر درگیر مشکلات امروز میشویم که فراموش میکنیم یک ملت، در همین چند دهه، چه مسیر بزرگی را پیموده است.

تمرکز بیش از حد تصمیمگیری؛ چالشی برای مدیریت سازمانها و مراکز درمانی
شفاف نبودن حدود اختیارات و مسئولیتهای تصمیمگیری میتواند به کندی فرآیندهای مدیریتی و افزایش ارجاع امور به مدیران ارشد منجر شود. گزارشی در روزنامه دنیای اقتصاد با بررسی مفهوم «حقوق تصمیمگیری»، بر ضرورت تعیین دقیق مسئولیتها، حدود اختیارات و سازوکار پاسخگویی در سازمانها تأکید کرده است.

