دوشنبه، ۲۷ مهر ۱۴۰۵ | ۰۱:۵۳
نبض سلامت
اخبار فوری
ملیکا سعادتی۲۵ مهر ۱۴۰۵ — ۰۶:۰۰۱۳ دقیقه مطالعه۵۰ بازدید

همّت ایرانی؛ چهار دهه ساختن، از دل محدودیت

گاهی آن‌قدر درگیر مشکلات امروز می‌شویم که فراموش می‌کنیم یک ملت، در همین چند دهه، چه مسیر بزرگی را پیموده است.
همّت ایرانی؛ چهار دهه ساختن، از دل محدودیت

یادداشت اختصاصی دکتر کاوه کاظمیان ؛فوق‌تخصص فارماکوتراپی مراقبت‌های ویژه|نبض سلامت؛ گاهی آن‌قدر از آنچه نداریم سخن می‌گوییم که آنچه ساخته‌ایم از نظرمان پنهان می‌ماند.

و گاهی، بی‌آنکه بخواهیم، تصویری از ایران در ذهن خود می‌سازیم که گویی این سرزمین در چهار دهه گذشته جز بحران، جنگ، تحریم و دشواری، چیزی به دست نیاورده است.


اما کافی است یک‌بار از فاصله‌ای کمی دورتر به ایران نگاه کنیم؛ نه با عینک سیاست، نه با عینک تبلیغات، و نه با عینک ناامیدی، بلکه با عدد و آمار، با گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت، بانک جهانی، یونسکو، اتحادیه بین‌المللی مخابرات، Nature Index و اسناد علمی بین‌المللی.


آنگاه تصویر دیگری آشکار می‌شود:

تصویر ملتی که در بسیاری از حوزه‌ها، در شرایطی بسیار دشوار، چیزهایی را ساخته که چند دهه پیش حتی تصور وجودشان آسان نبود.


این نوشته ستایش بی‌ چون‌ و چرا امروز ایران نیست؛ مشکلات اقتصادی، تورم، مهاجرت نخبگان، ضعف برخی سیاست‌گذاری‌ها، چالش‌های محیط‌زیستی و بسیاری از کاستی‌های دیگر واقعی‌اند و نمی‌توان آنها را با چند عدد نادیده گرفت.


اما نقد یک کشور، زمانی منصفانه است که در کنار فهرست ضعف‌ها، فهرست توانایی‌هایش را نیز بشناسیم.

و شاید وقت آن رسیده باشد که درباره ایران، علاوه بر «آنچه از دست داده‌ایم»، کمی هم درباره «آنچه ساخته‌ایم» سخن بگوییم.


از کشوری که هنوز سواد همگانی نداشت تا کشوری با ۹۰ درصد باسوادی

در میانه دهه ۱۳۵۰، نرخ باسوادی بزرگسالان ایران حدود ۳۶.۵ درصد بود ولی امروز این رقم به حدود ۸۹ درصد رسیده است. یعنی در فاصله‌ای کمتر از نیم قرن، سهم جمعیتی که توانایی خواندن و نوشتن دارد، بیش از دو برابر شده است.


این فقط یک عدد آموزشی نیست، پشت این عدد، میلیون‌ها زن و مرد روستایی، کودکانی که نخستین فرد باسواد خانواده خود شدند، دخترانی که وارد دانشگاه شدند، و نسلی قرار دارد که امکان دسترسی به کتاب، دانشگاه، فناوری و دانش برایش بسیار بیشتر از نسل‌های پیشین شد.

در سال ۱۹۷۸، تعداد دانشجویان آموزش عالی ایران حدود ۱۵۶ هزار نفر بود و زنان تنها حدود یک‌سوم دانشجویان را تشکیل می‌دادند و امروز آموزش عالی ایران با میلیون‌ها دانشجو، صدها مرکز دانشگاهی و شبکه گسترده‌ای از دانشگاه‌های علوم پزشکی، فنی، مهندسی و علوم انسانی فعالیت می‌کند.


این تغییر را نمی‌توان صرفاً یک تغییر آماری دانست.

این، تغییر ظرفیت یک ملت برای فکر کردن است.


اما شاید بزرگ‌ترین داستان، داستان سلامت باشد، به عنوان کسی که سال‌ها در بیمارستان، بخش مراقبت‌های ویژه و حوزه دارودرمانی با بیماران سروکار داشته‌ام، شاید بیش از هر چیز دیگری اهمیت این تغییر را درک کنم. در اواخر دهه ۱۳۵۰، امید به زندگی در ایران حدود ۵۶ تا ۵۸ سال بود در حالیکه امروز حدود ۷۸ سال است.


یعنی یک ایرانی امروز، به طور متوسط، حدود دو دهه بیشتر از یک ایرانی اواخر دهه ۵۰ زندگی می‌کند.


اما شاید هیچ عددی به اندازه مرگ‌ومیر نوزادان گویا نباشد، مرگ نوزادان در حوالی سال‌های انقلاب حدود ۹۵ مورد در هر هزار تولد زنده بود و امروز این رقم به حدود ۱۰ مورد در هزار رسیده است، یعنی نزدیک به ۹۰ درصد کاهش.


این یعنی هزاران و میلیون‌ها کودکی که امروز زنده می‌مانند و دیروز ممکن بود از دست بروند.


این دستاورد فقط حاصل پیشرفت جهانی پزشکی نیست.


شبکه بهداشت روستایی، واکسیناسیون، مراقبت مادر و کودک، تربیت بهورز، گسترش پزشک و پرستار، دسترسی به دارو، آب سالم، آموزش و بهداشت عمومی، همه در این تغییر سهم داشته‌اند.

ایران امروز بیش از ۱۸ هزار خانه بهداشت دارد و شبکه‌ای از مراکز و پایگاه‌های بهداشت، جمعیت شهری و روستایی کشور را پوشش می‌دهد.


اینجا یک نکته تاریخی نیز شایسته انصاف است: ایده خانه بهداشت پیش از انقلاب هم در ایران تجربه شده بود؛ اما در دهه‌های بعد، این مدل از یک تجربه محدود به شبکه‌ای ملی و گسترده تبدیل شد.


این همان چیزی است که باید درباره تاریخ توسعه ایران یاد بگیریم:

بسیاری از دستاوردهای بزرگ، حاصل یک روز و یک تصمیم نیستند؛ حاصل انباشته شدن تلاش نسل‌های مختلف‌اند.


و اما داروسازی؛ داستانی که کمتر از آن سخن گفته‌ایم


اگر بخواهم از زاویه تخصص خودم به این چهار دهه نگاه کنم، شاید یکی از شگفت‌انگیزترین داستان‌های ایران، داستان داروسازی ایرانی باشد.

دارو برای یک کشور صرفاً یک کالای تجاری نیست، دارو یعنی امنیت، یعنی وقتی بیمار مبتلا به سرطان به داروی ضدسرطان نیاز دارد، دارو باید باشد.

وقتی کودک تب‌دار به آنتی‌بیوتیک یا واکسن نیاز دارد، دارو باید باشد.

وقتی یک بیمار دیالیزی به داروی حیاتی خود نیاز دارد، دارو باید باشد.


و وقتی کشوری با محدودیت‌های جدی در تجارت خارجی و انتقال پول و فناوری مواجه می‌شود، مسئله دارو از یک صنعت معمولی به یک مسئله امنیت ملی تبدیل می‌شود.


ایران در این چهار دهه توانست بخش بزرگی از زنجیره دارویی خود را در داخل کشور ایجاد و توسعه دهد.


مطابق مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۴ در Eastern Mediterranean Health Journal وابسته به سازمان جهانی بهداشت منتشر شد، بر اساس گزارش مصرف دارویی ایران در سال ۲۰۲۱، تولیدکنندگان داخلی حدود ۹۸.۵ درصد حجم بازار دارویی کشور و حدود ۸۷ درصد ارزش بازار را تأمین کرده‌اند.


برای درک اهمیت این عدد، کافی است لحظه‌ای تصور کنیم که این صنعت وجود نداشت.


کشوری با بیش از ۸۵ میلیون نفر جمعیت، با میلیون‌ها بیمار مبتلا به بیماری‌های مزمن، سرطان، بیماری‌های قلبی، دیابت، بیماری‌های کلیوی و ده‌ها بیماری دیگر، باید بخش عمده داروهای خود را از خارج وارد می‌کرد.

چنین کشوری در شرایط بحران، عملاً گروگان زنجیره تأمین جهانی می‌شد. اما امروز بخش بسیار بزرگی از داروی مورد نیاز مردم، در داخل ایران تولید می‌شود.


این یعنی دانش، کارخانه، نیروی انسانی، آزمایشگاه، زنجیره تأمین، کنترل کیفیت، بسته‌بندی، توزیع و شبکه داروخانه‌ای در داخل کشور شکل گرفته است.

و این دستاوردی نیست که بتوان آن را کوچک شمرد.


ژنریک ایرانی؛ شاید مهم‌ترین دستاورد کمتر دیده‌شده باشد. در جهان داروسازی، ساخت یک قرص ساده با ساخت یک داروی نوآورانه یکسان نیست.


اما یک صنعت دارویی زمانی می‌تواند ادعای بلوغ کند که بتواند تعداد زیادی ماده مؤثره دارویی را با استاندارد مناسب تولید کند، فرمولاسیون کند، کنترل کیفیت انجام دهد و محصول را در مقیاس صنعتی به دست بیمار برساند و ایران در این زمینه یک مسیر مهم را طی کرده است.

مطالعه سازمان جهانی بهداشت نشان داده که در سال ۲۰۲۱، دسترسی به ژنریک‌های پرمصرف در ایران به مراتب بهتر از برندهای اصلی بوده و ۹۵ درصد ژنریک‌های پرفروش بررسی‌شده از نظر هزینه برای بیماران قابل استطاعت بوده‌اند.


این البته به معنای بی‌نقص بودن نظام دارویی نیست.


کمبود دارو، مشکلات قیمت‌گذاری، نوسانات مواد اولیه، مشکلات نقدینگی شرکت‌ها و دشواری انتقال پول و فناوری، همچنان چالش‌های جدی‌اند.

اما در میان تمام این دشواری‌ها، یک واقعیت پابرجاست:

ایران توانسته یک صنعت دارویی بزرگ و عمدتاً متکی بر تولید داخلی ایجاد کند.

از قرص و کپسول تا زیست‌دارو

اما داستان به ژنریک‌ها ختم نمی‌شود.


یکی از مهم‌ترین تغییرات چند دهه اخیر، حرکت تدریجی صنعت دارویی ایران از داروهای شیمیایی کلاسیک به سمت بیوتکنولوژی دارویی بوده است.


پروتئین‌های نوترکیب، فاکتورهای رشد، انسولین‌ها، هورمون‌ها، داروهای خونی و انواع دیگر محصولات زیستی، حوزه‌ای هستند که ورود به آن به دانش بسیار پیچیده‌تری نیاز دارد. اینجا دیگر موضوع فقط خرید یک ماده اولیه و ساختن یک قرص نیست، باید با سلول، ژن، تخمیر، پروتئین، خالص‌سازی، فرایندهای پیچیده تولید، کنترل آلودگی، آزمون‌های تحلیلی و استانداردهای زیستی کار کرد.


صنعت زیست‌فناوری ایران در همین چند دهه توانسته وارد این حوزه شود.

مطالعات علمی درباره صنعت زیست‌فناوری دارویی ایران نشان داده‌اند که شرکت‌های ایرانی از تولید محصولات زیستی اولیه به سمت توسعه و تولید فرآورده‌های نوترکیب و بیوسیمیلار حرکت کرده‌اند.

هرچند این مسیر هنوز کامل نشده است، اما نفس ورود به چنین حوزه‌ای برای کشوری که با محدودیت انتقال فناوری مواجه بوده، یک اتفاق مهم علمی و صنعتی است.


بیوسیمیلار؛ جایی که داروسازی ایرانی جدی‌تر می‌شود

بیوسیمیلارها را نباید با ژنریک‌های معمولی یکی دانست. یک ژنریک شیمیایی را می‌توان، با رعایت الزامات، از نظر ساختار مولکولی به داروی مرجع نزدیک کرد. اما یک آنتی‌بادی مونوکلونال یا پروتئین نوترکیب، مولکولی بسیار پیچیده‌تر است.

تولید آن نیازمند فناوری سلولی، مهندسی فرایند، کنترل کیفیت پیشرفته و مطالعات دقیق مقایسه‌ای است.


ایران در سال‌های گذشته در این حوزه سرمایه‌گذاری کرده و تعدادی از محصولات زیستی و بیوسیمیلار را به بازار رسانده است.


این بخش از صنعت دارویی ایران شاید یکی از بهترین نمونه‌های تبدیل محدودیت به انگیزه فناوری باشد.


وقتی امکان واردات بی‌دردسر یک فناوری وجود ندارد، کشور ناچار می‌شود بخشی از آن فناوری را در داخل یاد بگیرد.


البته این جمله نباید به معنای نادیده گرفتن کیفیت یا استانداردهای بین‌المللی تلقی شود.


اتفاقاً مرحله بعدی برای صنعت دارویی ایران همین است: حرکت از «توانایی تولید» به «اثبات کیفیت در سطح جهانی».

سرمایه اصلی صنعت دارویی ایران، کارخانه نیست؛ انسان است

داروساز ایرانی، شیمی‌دان ایرانی، متخصص بیوتکنولوژی ایرانی، پزشک، فارماکولوژیست، فارماسیوتیکس، متخصص کنترل کیفیت، مهندس فرایند، متخصص رگولاتوری، داروساز بالینی و پژوهشگر ایرانی.


طی چند دهه، شبکه بزرگی از دانشکده‌های داروسازی در کشور شکل گرفت.

پژوهش دارویی ایران نیز از نظر حجم تولید علمی رشد چشمگیری داشته است.


در یک تحلیل کتاب‌سنجی از تولیدات علمی خاورمیانه، ایران در حوزه‌هایی مانند فارماکولوژی، سم‌شناسی و علوم دارویی در شمار کشورهای پیشرو منطقه قرار گرفته است.

در Nature Index نیز ایران در سال‌های اخیر در موضوع Pharmacology and Pharmaceutical Sciences در میان کشورهای فعال پژوهشی جهان حضور دارد و این رتبه‌بندی بر اساس تولید پژوهش در مجموعه‌ای از مجلات معتبر علمی انجام می‌شود.


شاید این اعداد برای عموم مردم چندان هیجان‌انگیز نباشد، اما برای یک داروساز، معنای دیگری دارد.


یعنی پشت یک صنعت دارویی، فقط چند کارخانه نیست. پشت آن دانشگاه، آزمایشگاه، مقاله، پایان‌نامه، استاد، دانشجو، پژوهشگر و نسل‌های متوالی متخصص وجود دارد.


یک مثال دیگر، نانوتکنولوژی است.

در سال ۲۰۲۵، ایران بیش از ۱۰ هزار مقاله نانوفناوری منتشر کرده و از نظر تعداد مقالات نانو در جمع کشورهای برتر جهان قرار داشته است.


این حوزه در ایران در دهه‌های اخیر از یک مفهوم دانشگاهی به یک برنامه علمی و صنعتی تبدیل شده است.


و اینجا باز باید میان «تولید مقاله» و «تولید ثروت» تفاوت بگذاریم. اما هیچ صنعت پیشرفته‌ای بدون پایه علمی قدرتمند ساخته نمی‌شود.

دانش، نخستین حلقه زنجیره است.


بعد از آن باید به فناوری، محصول، بازار و صادرات برسیم.


ایران امروز فقط مصرف‌کننده علم نیست، ایران امروز در بسیاری از رشته‌های علمی، تولیدکننده دانش است.

بر اساس Nature Index، ایران در سال‌های اخیر در میان کشورهای برتر جهان از نظر تولید پژوهش‌های باکیفیت در مجموعه مجلات منتخب این شاخص قرار گرفته و در غرب آسیا نیز در شمار کشورهای پیشرو بوده است.

این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم رشد علمی کشور در شرایطی رخ داده که ایران هم‌زمان با محدودیت‌های گسترده اقتصادی و دسترسی دشوارتر به بسیاری از منابع و تجهیزات بین‌المللی روبه‌رو بوده است.

این به معنای بی‌نیازی از جهان نیست، اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان کشوری که فقط مصرف‌کننده دانش دیگران است و کشوری که خودش هم دانش تولید می‌کند.


از روستا تا ماهواره

داستان توسعه ایران فقط در دانشگاه و کارخانه اتفاق نیفتاده است.

برق‌رسانی تقریباً سراسری شده است.

شبکه گاز به شهرها و روستاهای بسیاری رسیده است.

راه‌ها، سدها، شبکه‌های آب، تصفیه‌خانه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز دانشگاهی گسترش یافته‌اند و در حوزه ارتباطات، تحول تقریباً غیرقابل تصور است.

در سال ۲۰۰۰، کمتر از یک درصد ایرانیان کاربر اینترنت بودند.

امروز حدود ۸۵ درصد جمعیت ایران از اینترنت استفاده می‌کنند.

تعداد اشتراک‌های تلفن همراه نیز از صفر به بیش از تعداد جمعیت کشور رسیده است.


و سپس، رسیدن به مدار

در سال ۱۳۸۷، ماهواره «امید» به مدار زمین رفت.

برای بسیاری شاید یک پرتاب چند دقیقه‌ای باشد.

اما پشت آن، سال‌ها طراحی، ساخت، آزمایش، کنترل، مهندسی و آموزش قرار دارد.

کشوری که توان طراحی و ساخت ماهواره و پرتابگر را پیدا می‌کند، صرفاً یک ماهواره به فضا نفرستاده است، او بخشی از یک زنجیره پیچیده مهندسی را آموخته است.


از الکترونیک و مخابرات تا مواد، کنترل، نرم‌افزار، مکانیک، انرژی و مهندسی سیستم.


سد، برق، راه و شهرسازی؛ توسعه‌ای که دیده نمی‌شود


ما معمولاً توسعه را با ساختمان‌های بلند و اتومبیل‌های جدید می‌سنجیم. اما زیرساخت واقعی جایی است که کمتر دیده می‌شود.

یک سد.

یک خط انتقال برق.

یک تصفیه‌خانه.

یک بیمارستان روستایی.

یک جاده.

یک خط مترو.

یک شبکه فاضلاب.

یک کارخانه تولید ماده اولیه دارویی.

یک آزمایشگاه کنترل کیفیت.


هیچ‌کدام به تنهایی خبر اول روزنامه نمی‌شوند، اما مجموع آنهاست که یک کشور را تغییر می‌دهد.

ایران امروز از نظر زیرساخت، کشوری نیست که در سال ۱۳۵۷ بود.


مهم‌تر از همه: این دستاوردها متعلق به «ایران» هستند

در اینجا شاید لازم باشد یک مرز مهم را مشخص کنیم.

دانشجوی ایرانی که در دانشگاه درس خوانده، پژوهشگر ایرانی که مقاله نوشته، مهندسی که سد ساخته، پزشکی که در روستا خدمت کرده، کارگری که کارخانه را راه انداخته، داروسازی که دارو تولید کرده و بیماری که با همان دارو درمان شده، همه بخشی از یک داستان‌اند.

داستانی به نام ایران.


کشورها با انباشت تلاش نسل‌ها ساخته می‌شوند.

ایران امروز محصول کار میلیون‌ها ایرانی است که بعضی از آنها نامشان هیچ‌گاه در کتاب‌ها نخواهد آمد.

البته من به عنوان یک داروساز، نمی‌توانم از کمبود دارو چشم‌پوشی کنم، نمی‌توانم مشکلات نقدینگی صنعت دارو را نادیده بگیرم.

نمی‌توانم کیفیت بعضی فرآورده‌ها، ضعف بعضی استانداردها، مشکلات قیمت‌گذاری، فرسودگی برخی زیرساخت‌ها یا مهاجرت بخشی از نیروهای متخصص را انکار کنم.

برای رشد و توسعه علاوه بر افتخار به راه پیموده شده ، باید بدانیم چه ساخته‌ایم و هم‌زمان جرئت داشته باشیم بپرسیم:


حالا چگونه بهترش کنیم؟

صنعت دارویی ایران امروز نباید فقط به این افتخار کند که بخش بزرگی از بازار داخلی را تأمین می‌کند.

هدف بزرگ‌تر باید این باشد که:


ژنریک ایرانی، در بازارهای جهانی معتبرتر شود؛

بیوسیمیلار ایرانی در کشورهای بیشتری ثبت شود؛

شرکت‌های دارویی ایرانی از تولیدکننده به توسعه‌ دهنده فناوری تبدیل شوند؛

بخش R&D واقعی در شرکت‌ها رشد کند؛

پژوهش‌های دانشگاهی به محصول تبدیل شوند؛

و کیفیت داروی ایرانی نه فقط در داخل، بلکه در سخت‌گیرانه‌ترین بازارهای جهان نیز قابل دفاع باشد.


ما هنوز تمام نشده‌ایم

شاید بزرگ‌ترین اشتباه این باشد که تصور کنیم آنچه ساخته‌ایم، پایان راه است.

چهار دهه گذشته فقط نشان داده است که می‌توانیم.

می‌توانیم در شرایط سخت سواد را از ۳۶ درصد به نزدیک ۹۰ درصد برسانیم.

می‌توانیم مرگ نوزادان را حدود ۹۰ درصد کاهش دهیم.

می‌توانیم امید به زندگی را حدود دو دهه افزایش دهیم.

می‌توانیم یک شبکه عظیم بهداشت روستایی ایجاد کنیم.

می‌توانیم میلیون‌ها نفر را وارد دانشگاه کنیم.

می‌توانیم دانشمند و پژوهشگر تربیت کنیم.

می‌توانیم بخش بزرگی از داروی مورد نیاز کشور را خودمان بسازیم.

می‌توانیم وارد بیوتکنولوژی شویم.

می‌توانیم بیوسیمیلار تولید کنیم.

می‌توانیم در نانوتکنولوژی در جمع کشورهای پیشرو جهان قرار بگیریم.

می‌توانیم ماهواره بسازیم و به مدار بفرستیم.

می‌توانیم شبکه ارتباطی کشوری با ده‌ها میلیون کاربر بسازیم.

و همه اینها در یک سرزمین اتفاق افتاده است:


«ایران» کشوری با هزاران سال تاریخ.

کشوری که بارها در طول تاریخ از نو برخاسته است.


و این یعنی«همّت ایرانی»

یعنی وقتی چیزی را نداریم، برای ساختنش تلاش کنیم.

یعنی اگر فناوری را در اختیارمان نگذاشتند، یاد بگیریم.

اگر دارو وارد نشد، تولید کنیم.

اگر ماده اولیه دشوار بود، زنجیره تولیدش را بسازیم.

اگر آزمایشگاه نداشتیم، آزمایشگاه بسازیم.

اگر دانش کافی نداشتیم، دانشگاه بسازیم.

اگر متخصص کم داشتیم، متخصص تربیت کنیم.


و اگر راه سخت بود، راه را بسازیم.


این نگاه نه به معنای انکار مشکلات است و نه به معنای ستایش کورکورانه.

بلکه یک حقیقت ساده را یادآوری می‌کند:

ملت‌ها فقط با داشته‌هایشان بزرگ نمی‌شوند؛ با توانایی‌شان برای ساختن نداشته‌ها بزرگ می‌شوند.

و شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، لازم باشد به نسل جوان ایرانی بگوییم:


شما در کشوری زندگی می‌کنید که همه‌چیز را آماده تحویل نگرفته است.

بخشی از آنچه امروز می‌بینید، با دست خالی، با دانش اندک، با محدودیت، با جنگ، با تحریم و با هزاران مانع ساخته شده است.

هنوز راه بسیار طولانی است، اما راهی که طی شده نیز کوتاه نبوده است.

پس اگر امروز از ایران ناراضی هستیم، حق داریم برای بهتر شدنش تلاش کنیم.

اگر از مشکلاتش خسته‌ایم، حق داریم آنها را نقد کنیم.

اگر مهاجرت را انتخاب می‌کنیم، باز هم حق داریم.


اما یک چیز را نباید فراموش کنیم:

این سرزمین فقط فهرست مشکلاتش نیست.

پشت همین خاک، میلیون‌ها انسان ایستاده‌اند که در چهار دهه گذشته، مدرسه ساخته‌اند، دانشگاه ساخته‌اند، بیمارستان ساخته‌اند، دارو ساخته‌اند، واکسن ساخته‌اند، کارخانه ساخته‌اند، مقاله نوشته‌اند، ماهواره ساخته‌اند و نسلی تازه تربیت کرده‌اند.

و شاید بهترین ادای احترام به آنها این باشد که به جای تکرار مداوم اینکه «ایران چه ندارد»، گاهی هم با صدای بلند بگوییم:


ایران چه بسیار ساخته است.

این غرور، غرور یک حکومت نیست.

غرور یک حزب نیست.

غرور یک نسل نیست.

غرور یک ملت است.


و نام این غرور را می‌توان گذاشت:

همّت ایرانی

از دانستن تا ساختن؛ از ساختن تا ماندن.

لینک کوتاه:/EMXln2

خبرهای مرتبط

هزینه واقعی قیمت‌گذاری دستوری دارو را چه کسی می‌پردازد؟

هزینه واقعی قیمت‌گذاری دستوری دارو را چه کسی می‌پردازد؟

در شرایطی که صنعت داروسازی با افزایش هزینه‌های تولید، محدودیت منابع مالی و چالش تأمین نقدینگی مواجه است، پرسش مهم این است که فاصله میان قیمت مصوب دارو و هزینه واقعی تأمین آن چگونه جبران می‌شود؛ فاصله‌ای که در صورت نبود سازوکار مالی پایدار، می‌تواند بر توان تولیدکنندگان، عملکرد زنجیره توزیع و دسترسی بیماران به دارو تأثیر بگذارد.

تمرکز بیش از حد تصمیم‌گیری؛ چالشی برای مدیریت سازمان‌ها و مراکز درمانی

تمرکز بیش از حد تصمیم‌گیری؛ چالشی برای مدیریت سازمان‌ها و مراکز درمانی

شفاف نبودن حدود اختیارات و مسئولیت‌های تصمیم‌گیری می‌تواند به کندی فرآیندهای مدیریتی و افزایش ارجاع امور به مدیران ارشد منجر شود. گزارشی در روزنامه دنیای اقتصاد با بررسی مفهوم «حقوق تصمیم‌گیری»، بر ضرورت تعیین دقیق مسئولیت‌ها، حدود اختیارات و سازوکار پاسخگویی در سازمان‌ها تأکید کرده است.

فروش بیشتر یا سود بیشتر؟

فروش بیشتر یا سود بیشتر؟

نگاهی عملی به مدیریت مالی داروخانه در شرایط تورمی و انباشت مطالبات بیمه‌ای

نظرات

ثبت نظر

منو